ساختار و ساختمان


وبلاگ > فدایی، غلامرضا – در زندگی فردی هر کس وظیفه ای دارد که گاه خود برای خود تعیین می کند و گاه دیگران برای او لازم می شمرند. بر اساس این وظائف محوله طبعا باید برای او جائی تعیین شود تا بتواند انجام وظیفه کند و مثلا اگر شما از فرزندتان می خواهید که درس بخواند و یا مهارتی را کسب کند طبعا برای او باید جائی را فراهم کنید تا بتواند بدون دغدغه وظیفه خود را انجام دهد و یا خودتان و یا همسرتان اگر علاوه بر وظائف معموله کاری را باید انجام دهید مکان مناسب هم باید در اختیار باشد.

در زندگی اجتماعی هم نیازهای عمومی سبب می شود تا برای آن ساختاری تعریف شود و بر اساس این ساختار مکان هایی در نظر گرفته شود تا آن وظائف به خوبی صورت گیرد. تقسیم کار در جامعه یک امر اساسی است و برای انجام آن باید به نظم و اصلاح ذات البین توجه ویژه نمود.
در جوامع پیشرفته و مترقی چنین عمل می¬کنند که بر اساس ضرورت ها و نیازها و تعاریف، ساختاری معلوم و بر اساس آن برای ادای وظائف، مکان مناسب تأمین و یا تأسیس و یا ساخته می شود. ساختار به وظیفه مندی بر می گردد و به تقسیم کار و اینکه چه باید کرد. ساختمان باید بر اساس این وظیفه مندی تهیه شود
اما این جا در بسیاری از موارد برعکس است
ساختمان را سرمایه داران می سازند و مدیران آن را اجاره می کنند و یا می خرند و ساختار خودشان را بر اساس آن تنظیم و تعریف می کنند و این اول مصیبت و فاجعه است. آنوقت همچنانکه در زندگی های فردی چشم و هم چشمی مطرح است در محیط اداری هم چشم و هم چشمی شروع می شود و بعد از آن احترام هر پست و مقام بر اساس طول و عرض ساختمان های اداری تعیین می شود. کسی که ساختمان بزرگتری دارد برای آنکه از آن استفاده کند به ناچار هم باید وسائل و تجهیزات بهتر و بیشتری بخرد و هم جاهای خالی را برای اینکه نشان دهد که بیخود نخریده ویا اجاره نکرده است وظائف جدیدی را که ممکن است اصلا به آن ربطی نداشته باشد و یا مداخله در وظائف سازمان های دیگر باشد را دست و پا می کند. و این روند بر بودجه گیری و هزینه آن تأثیر می گذارد و همینطور این روند ادامه پیدا می کند.
در واقع باید وقتی ساختمانی عجیب و غریب می بینیم حال چه دولتی باشد و یا بخش خصوصی اول سوال کنیم که چه خدمتی این سازمان بزرگ انجام می دهد که این عظمتِ ظاهری کار اوست. ولی اغلب وقتی که در داخل بروی می بیینی که اتاق ها هر چه بزرگتر، کار آیی افراد کمتر!
به قول معروف
آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچ چی!
این مثل را شنیده اید که می گویند مردم عقلشان به چشمشان است. سوال این است که آیا همه مردم عقلشان به چشمشان است و یا افراد ظاهر بین و کم مایه. به قول سعدی:
صورت زیبای ظاهر هیچ نیست ای برادر سیـــــرت زیبا بیار
ما در بسیاری از موارد چنین می کنیم. هم در بخش دولتی و هم در بخش خصوصی. هر کس برای خالی کردن جیب دیگران اول می گوید باید یک ظاهر شیک و مرتب تهیه کرد و در بسیاری از موارد مردم می¬گویند ببین چه دم و دستگاهی دارد. با همین گفتن ها گول ظاهر خورده می شود و با اطمیانی که شما پیدا می کنید آنوقت می بینید که چگونه سرتان کلاه گذاشته اند. نمونه اش موسسه اعتباری ها که متاسفانه وقت سران سه قوه برای جبران خسارتهای زده شده توسط آنها گرفته می شود و مجبورند برای آن بیانیه پشت سر بیانیه بدهند!!



لینک منبع

برچسب ها :